۱۳۸۷ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

نا امیدی

نا امیدی ، در پشت پنجره ها بر دلم چنگ می زند
آخرین قطره های امیدم را در لابه لای دلم را به فراموشی می سپارم
عشق را در گورستان هستیم به خاک سپردم
تا شاخه گلی از عشق شکفته تر از همیشه دل به این دنیا بسپارد
غم دلم را به دل باد می سپارم
تا برایم ارمغانی از بوی خوشی . . . را بیاورد
با رفتنت دلم را در گورستان هستیم دفن کردم
تا روزی با دستانت این دل را از گورستان هستیم بیرون آوری
خودم را در عشق تو گم کردم
تا که در تو گم شوم

هیچ نظری موجود نیست: